پلکان آخر: خداحافظ ..
هرچی فکر کردم که آخرین پستم در بلاگفا رو با چه موضوع و عنوانی به پایان ببرم موفق نشدم از مدتها قبل تصمیم به رفتن گرفته بودم منتها شرایط به گونه ای رقم خورد که به خودم یکم دیگه اجازه نوشتن دادم ولی امروز دیگه نه میتونم اینجا بنویسم و نه میخوام که بنویسم و دلایل متعددی داره رفتن من..
لحظه خداحافظی واقعن سخته هر کی میگه سخت نیست بیراه گفته.. بچه که بودم وقت برگشتن از منزل آقاجون خدا بیامرزم که شهرستان بودن یک لحظه از بغل عزیز جون کنده نمی شدم لباسشو سفت می چسبیدم تا بابا منو ازش جدا نکنه نمی تونستم از همه عزیزانی که دوستشون دارم دل بکنم دوست داشتم همیشه اونجا پیششون بمونم طبیعی هم بود عادت کرده بودم بهشون و اونا هم مدام بهم محبت میکردن...انقدر گریه می کردم و پاهامو زمین میکوبیدم تا دلشون به رحم بیاد و یه روز دیگه هم اونجا بمونیم..
میگن هر چیزی یه تاریخ مصرفی داره مثه بعضی داروها .. بعضی لینکها... بعضی دوستی ها و... وبلاگ نویسی هم یه عمری داره که بیشتر از اون قد نمیده کمتر کسی هست که بتونه در یک محیط مجازی سالهای سال بدون وجود مزاحم! بی دغدغه و با خیال آسوده بنویسه...
من آخرین پست این وبلاگُ در آخرین روزهای سال ۸۹ به پایان می برم چون دل و دماغ نوشتن ندارم و اندک ذوقی هم که برای نوشتن داشتم از بین رفته... ولله که از شما خوبان چیز بدی ندیدم که بخاطرش ترکتون کنم...
رفتن من شاید خیلی زود باشه ولی میدونم یه روزی از روزهای خوب خدا که دلم برای نوشته هام تنگ شد برمی گردم و مرورشون میکنم.. از خوندن دوباره دلنوشته هایی که اینجا به یادگار گذاشتم لذت می برم و دلگرم میشم کسی چه میدونه شاید هم تصمیم گرفتم دوباره دست به قلم ببرم ..
از اینکه در این مدت منو همراهی کردین و با حضورتون به من منت گذاشتین و نوشته های منو مورد نقد و لطف خودتون قرار دادین صمیمانه سپاسگزارم معتقدم رفیق خوب هدیه ارزشمندیه که هر آدمی میتونه با دوستی خوب و سالم اونو به دست بیاره و حفظ کنه... بودن در کنار شما واقعن لذتبخش بود یقین دارم که بهترین دوستانو کنار خودم داشتم به زمانی از گفتن این جمله که دوستان مجازی صد برابر همکاران دوست نما! و دوستان دشمن نما ارزش دارن ابا داشتم ولی امروز با افتخار میگم که به این باور رسیدم و شما رو به اونا ترجیح می دم!
فکر میکنم تنها صدا نیست که می ماند... نوشته ها هم ماندگاری خودشونو حفظ می کنن مثل کتابهای رمان نویسندگان که جاودانه میشن...
با شما بودن نعمت بزرگی بود که خداوند به من هدیه کرد و حس خوبی بود که باهم قسمت کردیم
قول می دم همه خاطره هامونو در ذهن نگه دارم..![]()
هیچوقت فراموشتون نمی کنم و ..
بدرود
ادامه مطلب
